محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1278

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

از هريك يك مثقال نيم يشب سبز زرنباد سعد هندى كبابهء چينى ورق كل سرخ كشنيز خشك املهء مقشر تخم كاسنى ورق طلا ورق نقره از هريك دو مثقال طباشير سفيد فرنجمشك قاقلهء كبار از هريك چهار مثقال مشك خالص زعفران از هريك نيم مثقال نبات سفيد دو من باب سيب و به و آب امرود از هريك نيمن كلاب عرق بيدمشك از هريك يك‌صد درم عرق كاوزبان ده درم آب انار عذب يكمن عسل سفيد نيمن نبات را در عرقها بكدازند و با عسل و آب ميوها بقوام اورند و ادويه را كوفته و بيخته و جواهر را صلايه كرده به او بسرشند شربتى يك مثقال نافع باد ياقوتى ديكر بابت حكمت على خان صنعت آن طباشير سفيد كشنيز خشك كل كاوزبان كل سرخ ابريشم مقرض كهربا مرواريد بسد صندل سفيد ورق نقره از هريك پنج مثقال ياقوت هشت مثقال زرشك منقى هفت مثقال تخم خرفهء مقشر مغز تخم كدو از هريك ده مثقال نشاسته كل ارمنى مشك از هريك دو مثقال تخم خيارين شش مثقال عنبر اشهب سه مثقال ورق طلا چهار مثقال قند سفيد دو وزن ادويه آب سيب آب انارين آب به آب زرشك آب نىشكر از هريك يك‌صد مثقال كلاب عرق بيدمشك از هريك پنجاه مثقال بدستور معجون سازند [ ياقوتى ديگر بنسخهء معصومى دل را قوت دهد و نشاط اورد ] ياقوتى ديكر بنسخهء معصومى دل را قوت دهد و نشاط اورد و غم ببرد و رنك بشره را صاف و سرخ كرداند و هيضه و ضعف معده را سودمند بود و طعام هضم كند و اشتها بياورد و بوى دهان خوش كند و معده و جكر و دل و دماغ را قوت دهد و نور چشم را زياده كند صنعت آن ياقوت رمانى لعل مرواريد ناسفته عقيق يمنى مرجان كهرباى شمعى از هريك دو مثقال لاجورد شسته حجر ارمنى از هريك يك و نيم درم موميائى كانى كافور قيصورى زر محلول مشك تركى خالص از هريك نيم درم جدوار ازموده عنبر اشهب ابريشم مقرض ورق نقره بهمنين پوست هليلهء كابلى كل كاوزبان فرنجمشك صندلين طباشير سفيد از هريك دو درم برك كاوزبان ورق كل سرخ بادرنجبويه درونج عقربى لسان العصافير قرنفل بسباسه جوزبوا قرفه قاقلهء كبار از هريك سه درم اشنه ساذج هندى عود قمارى سنبل الطيب زعفران مصطكى رومى از هريك دو درم پوست ترنج پوست بيرون پسته تخم فرنجمشك دارچينى نيلوفر كشنيز خشك بادروج برك ريحان از هريك يك درم شير امله منقى آب زرشك آب به شيرين آب انار شيرين آب سيب شيرين از هريك بيست مثقال كلاب عرق بيدمشك عرق كاوزبان از هريك پنجاه مثقال نبات سفيد نيموزن ادويه عسل صاف دو وزن مجموع ادويه كوفته و بيخته و جواهر را مانند غبار نرم سوده عسل را كف كرفته با آب فواكه بقوام اورند بدستور متعارف معجون سازند و در ظرف چينى كرده چهل روز در ميان جو كذارند و بعد از چهل روز از يك درم تا دو درم تناول نمايند كه مطلوب حاصل است [ ياقوتى ديگر بنسخهء شيخ ابو على بن سينا ] ياقوتى ديكر بنسخهء شيخ ابو على بن سينا ماليخولياى سوداوى را بغايت سودمند است و در تقويت اعضاى رئيسه و تنشيط اثر تمام دارد صنعت آن ياقوت رمانى كاوزبان تخم كاسنى مشك خالص كافور از هريك يك درم مرواريد ناسفته كهربا بسد از هريك يك درم نيم ابريشم مقرض سرطان بحرى محرق از هريك يك مثقال دانكى سخاله طلاى مكلس دو دانك تخم فرنجمشك تخم بادروج اسطوخودوس از هريك سه درم بهمن سفيد عود قمارى خام حجر ارمنى مغسول لاجورد مغسول مصطكى سليخه دارچينى زعفران هال قاقلهء كبار قرفه كبار ماه فروين يعنى جدوار خطائى از هريك يك مثقال افتيمون دو درم نيم ترنجبين سنبل الطيب ساذج هندى از هريك دو درم درونج عقربى عنبر اشهب از هريك دو مثقال تخم خيار كل سرخ از هريك چهار درم كلاب صد مثقال شراب حماض شراب سيب شراب انار شيرين از هريك سى مثقال عسل صاف به قدر حاجت بطريق معهود معجون سازند شربتى يك مثقال به قدر چهل روز استعمال نمايند نافع باد فصل در بيان مفرّحات ياقوتى مفرّح ياقوتى خفقان و غشى و ضعف دل و دماغ را نافع بود و تن را قوت دهد و فرح آورد صنعت آن مرواريد ناسفته شش درم بسد چهار درم ياقوت رمانى كل مختوم بادرنجبويه بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو درم ورق طلا عقيق يمنى حجر يشب ساذج هندى زرنباد درونج عقربى از هريك يك درم نيم لاجورد شسته يك درم لعل كهربا نيلوفر زرشك منقى كشنيز خشك تخم كل پوست ترنج از هريك سه درم كاوزبان ريوند چينى تخم كاسنى عود هندى ابريشم مقرض از هريك سه درم طباشير سفيد هفت درم صندل سفيد ورق كل سرخ از هريك پنج درم كافور رياحى عنبر اشهب از هريك سه دانك مشك تبتى نيم درم شير امله پوست هليلهء كابلى شربت سيب شيرين آب انار ترش كلاب شربت به از هريك بيست درم ادويه كوفته و بيخته عسل مصفى به قدر حاجت بدستور معاجين سرشته بعد از آن كه چهل روز در ميان جو كذاشته باشند مقدار يكدرهم ميل نمايند [ مفرّح ياقوتى ديگر خفقان و وسواس و ضعف دل و دماغ را نافع باشد ] مفرّح ياقوتى ديكر خفقان و وسواس و ضعف دل و دماغ را نافع باشد و مجموع حواس و اعضاى رئيسه را قوت دهد و رنك را صاف كند و نشاط اورد و غم را ببرد و وسواس را دفع كند و حفظ را زياده كرداند صنعت آن ياقوت رمانى بسد كهربا حجر يشب لاجورد كل ارمنى سنبل الطيب ساذج بهمن سفيد بادروج از هريك دو مثقال ياقوت زرد ياقوت كبود عقيق يمنى مرواريد ناسفته پوست بيرون پسته بادرنجبويه كل مختوم ورق كل سرخ دارچينى درونج رومى بهمن سرخ از هريك چهار مثقال عنبر اشهب زر محلول از هريك يك درم مشك تبتى نيم درم لعل بدخشانى فيروزهء نيشابورى ابريشم مقرض قرنفل نيلوفر صندلين كبابهء چينى قاقلهء كبار از هريك سه مثقال تخم فرنجمشك كاوزبان از هريك پنج مثقال شير امله منقى دو مثقال پوست هليلهء كابلى سه درم كافور نيم درم آب سيب آب به آب حمّاض از هريك يكمن عرق بيدمشك عرق كاوزبان با كلاب از هريك نيمن نبات مصرى عسل صاف كف كرفته مقدار حاجت و عسل را باهم جوش‌داده صاف نموده بقوام اورند و ادويه را كوفته و بيخته بدستور معاجين بسرشند و بعد از چهل روز يك مثقال شربتى تناول نمايند [ مفرّح ياقوتى ديگر معروف به مفرح روحانى ] مفرّح ياقوتى ديكر اين تركيب را از غايت تفريح مفرح روحانى كويند جكر و دل و دماغ را قوت دهد و ماليخوليا و امراض سوداوى را نافع باشد و فكر و غم و وسواس از خاطر بر طرف كند و نشاط تمام بخشد صنعت آن ياقوت رمانى مرواريد ناسفته لعل بدخشى عقيق يمنى مرجان كهربا برك فرنجمشك از هريك يك مثقال صندلين طباشير زرنباد بادرنجبويه قرنفل ساذج هندى عود قمارى ابريشم مقرض پوست ترنج از هريك دو مثقال كاوزبان درونج عقربى ورق طلا ورق نقره عنبر اشهب زعفران كافور قيصورى از هريك يك مثقال قند سفيد پنجاه مثقال عسل صاف به قدر حاجت بدستور مقرر معجون سازند و بعد از چهل روز مقدار دو درم شربتى باشد خاتمه در بيان ادويّهء جديده و خواص و منافع و طرق استعمال انها بدانكه طائفهء نصارى كه همتشان دايم مصروف بمحسوسات و بدست اوردن بلاد خصوص سواحل دريا مىباشد و هميشه مراكب و جهازات ايشان بر روى دريا ميكردد كه جزيره و جاى تازه و چيزى جديد و امرى عجيب و غريب غير مكرر بدست اورند و بيايند و آنچه را بدست اوردند و يافتند و در پى تجسس و تفحص خواص و منافع آن درمىايند و از اتفاقات وصول ايشانست بارض جديد كه مسمى باميريقيه كه به زبان خود اميريكا مىنامند و آن سى درجه و كسرى از ربع جنوبى خط استوا بعد ثمانمائهء هجريه و در آن سرزمين ادويهء چند يافتند و وراى ادويهء مشهوره معموله از آن جمله هفت دوا است اول بلاسنطور يعنى شجرة النبى دويم عشبهء مغربيه كه آن را سيارتيا نيز نامند سيم صاصفراس كه در بلده فوريده از ارض جديد بهم ميرسد و بان اسم مسمى است چهارم خشبهء صينيه كه چوب چينى است پنجم مچوقان كه مسمى باسم بلدى است